شهریور 14, 1400

تکذیب حدیث «مؤاخاهًْ» توسط ابن تیمه و رد آن

تکذیب حدیث «مؤاخاهًْ»

راویان بسیاری نقل کرده‌‌اند که در روز مواخات و برادری، پیامبر اکرم| علی× را برادر خود قرار داد، اما ابن‏تیمیه می‌‌نویسد:

أمّا حدیث المؤاخاه، فباطل موضوع، فإنّ النبی| لم یؤاخ أحداً…([۱]) حدیث المؤاخاه لعلی ومؤاخاه أبی‌‌بکر لعمر من الأکاذیب…([۲]). النبی| لم‌‌یؤاخ علیاً ولاغیره، بل کل ما روی فی هذا فهو کذب؛([۳]) إنّ هذا الحدیث موضوع عند أهل الحدیث لایرتاب أحد من أهل المعرفه بالحدیث أنّه موضوع… .([۴])

احادیث مؤاخاهًْ و عقد اخوّت بین على× و پیامبر| جعلى است. پیامبر با هیچ‏کس پیوند برادرى نبسته و همچنین بین هیچ مهاجرى با مهاجر دیگر و بین ابوبکر و عمر و بین هیچ انصارى با انصار دیگر، عقد اخوّت نبسته است.

نقد و بررسی:

با مراجعه به کتاب‏هاى اهل تسنن به بی‌اساس بودن ادّعاى‏ ابن‏تیمیه پى ‏می‌بریم. ترمذى([۵])، نسائى([۶])، ابن‌عساکر([۷])، احمدبن حنبل([۸])، حاکم نیشابورى‏([۹])، و متقى هندى([۱۰]) به عقد اخوّت بین پیامبر| و على× اشاره کرده‏اند. ابن‏تیمیه در تضعیف و نسبت جعل دادن به این احادیث تنها بوده است.

چگونه ممکن است این حدیث را دروغ دانست و بزرگان اهل تسنن را که در کتاب‏هاى روایى خود آن را ثبت کرده‌اند؛ به نقل حدیث دروغ و جعلى متهم نمود، در حالى‏که این افراد نزد اهل تسنن از جلالت فوق‏العاده‏اى برخوردارند؟! همچنین برخى از بزرگان اهل تسنن در مقابل ابن‏تیمیه ایستاده و تضعیف و ردّ او را جواب داده‏اند.

ابن‌حجر در «فتح البارى» می‌گوید:

ابن‏تیمیه گفته: تشریع مؤاخاهًْ برای ارفاق بر یکدیگر و تألیف قلوب مردم نسبت به هم است و این درباره پیامبر| معنا ندارد. این توجیه وى در حقیقت ردّ یک نص است به قیاس.([۱۱])

زرقانی مالکی در «شرح المواهب اللّدنیهًْ» این‌گونه می‌‌نویسد:

همان‌طور که ابن‌عبدالبر و دیگران معتقدند؛ این عهد برادری دو بار انجام شده است (از جمله یک بار در مکه پیش از آن‌که پیامبر| به مدینه مهاجرت کنند) در آنجا پیامبر| مهاجران را با یکدیگر برادر قرار دادند تا در غم و سرور یکدیگر شریک و در راه حق، استوار باشند. در آن واقعه ابوبکر را برادر عمر قرار داد و همین‌طور میان هر دو نفر برادری ایجاد کرد تا این‌که علی× باقی ماند و او گفت: ای رسول خدا|! میان تمام اصحابت برادری ایجاد کردی، چه کسی برادر من است؟ پیامبر| فرمودند: «أنا اخُوک»؛ «من برادر تو هستم!»

احادیث بی‌‌شماری درباره برادری پیامبر| با علی× وارد شده است که ترمذی پس از نقل آن می‌‌گوید:

این حدیث، حدیث حسن است. همچنین حاکم نیشابوری این حدیث را نقل کرده و به صحّت آن حکم نموده است.

از پسر خلیفه دوم نقل شده که پیامبر| به علی× فرمودند:

اما تَرضی ان أکُون اخاک.

آیا خشنود نمی‌‌شوی که من برادر تو باشم؟

علی× عرض کرد: چرا؟ پیامبر| فرمودند:

أنت اخی فی الدُّنیا وَالآخِرَه.

تو برادر من در دنیا و آخرت هستی.

زرقانی می‌‌افزاید:

ابن‌تیمیه برادری بین مهاجران را انکار کرده و می‌‌گوید که میان پیامبر اکرم| و علی× هیچ عهد برادری رخ نداده است. او گمان می‌‌کند که این حدیث از احادیث دروغ است، اما حافظ ابن‌حجر عسقلانی سخن ابن‌تیمیه را رد کرده و گفته است که به قیاس این حدیث را نپذیرفته است.([۱۲])

طبرانی از أسماء بنت عمیس روایت کرده است که پیامبر| در حدیثی فرمودند: «أثَمَّ أخی؟؛ برادرم کجاست؟» هیثمی در «مجمع الزوائد» می‌‌‌گوید:

رجاله رجال الصحیح.([۱۳])

رجال آن، رجال صحیحی هستند.

ابن اثیر می‌‌‌‌گوید:

أخو رسول الله| وصهره علی ابنته… وآخاه رسول الله| مرّتین، فإنّ رسول الله| آخی بین المهاجرین ثم آخی بین المهاجرین والأنصار بعد الهجره وقال لعلی فی کلّ واحده منهما: أنت أخی فی الدنیا والآخره.([۱۴])

علی× برادر رسول خدا| و داماد او است و دوبار رسول‌خدا| او را به برادری برگزید، چون ایشان یک بار میان مهاجران و بعد از هجرت بین مهاجرین و انصار ایجاد برادری کرد و در هر یک از این دوبار، به علی× فرمود: تو در دنیا و آخرت برادر من هستی.

ابن‌حجر عسقلانی نیز می‌‌‌گوید:

لمّا آخی النبی| بین أصحابه قال له أنت أخی.([۱۵])

زمانی که پیامبر| بین اصحابش ایجاد برادری کرد، به علی× فرمود: تو برادر من هستی.

[۱]) ابن‌تیمیه، احمد، منهاج السنهًْ، ج۴، ص۳۲.

[۲]) همان، ج۵، ص۷۱.

[۳]) همان، ج۷، ص۱۱۷.

[۴]) همان، ص۳۶۰.

[۵]) ترمذی، الجامع الصحیح، ج۵، ص۶۳۸.

[۶]) نسائی، خصایص امیرالمؤمنین×، ص۳.

[۷]) ابن عساکر، تاریخ امام على× از تاریخ دمشق، ج۱، ص۱۱۷.

[۸]) شیبانی، احمد، مسند احمد، ج۱، ص۲۳۰.

[۹]) حاکم نیشابوری، مستدرک، ج۳، ص۱۴.

[۱۰]) هندی، علی، منتخب کنزالعمال در حاشیه مسند احمدبن حنبل، ج۵، ص۴۵.

[۱۱]) عسقلانی، فتح البارى فى شرح صحیح بخارى، ج۷، ص۲۱۷.

[۱۲]) قسطلانی، شرح المواهب اللدنیهًْ، ج۱، ص۲۷۳.

[۱۳]) هیثمی، علی، مجمع الزوائد، ج۹، ص۱۳۴.

[۱۴]) ابن‌اثیر، علی، اسدالغابهًْ، ج۴، ص۹۱.

[۱۵]) عسقلانی، احمد، الاصابهًْ، ج۲، ص۵۰۷.

منبع : مجمع جهانی شیعه شناسی

0 0 رای ها
امتیاز دهی به مطلب
اشتراک در
اطلاع دهید
guest
0 نظرها
بازخوردهای درون خطی
مشاهده همه نظرات