2 شهریور 6, 1400

حکمت | یقه خودتو بگیر! / استاد عالی

خدا رحمت کنه مرحوم آیت الله آقای حق شناس رو
می‌گفتش که یکی از خوبان تهران
شب دیر رفت خونه‌ش
ساعت یک و دو نصف شب
رفت خونه
به خانواده‌ش هم خبر نداده بود که من دیر میام
حالا اون موقع هم موبایل و این جور چیزا نبود که مثلا بتونه خبر بده
خانواده دلواپس، نگران از خواب افتادن زابراه شدن

این آقا وقتی که رفت خونه
عذرخواهی درست و حسابی هم از خونواده‌ش نکرد
که بابا من شما رو از خواب و زندگی انداختمتون
عذرخواهی هم نکرد، گرفت خوابید

آقای حق شناس می‌گفت:
تا مدت‌ها چشم درد داشت
تا مدت‌ها چشم درد داشت

یه عده رو چشم به راه گذاشتی
چشم درد گرفتی

ماها خودمون یه کاری کردیم
که یه جاهایی بلایی سرمون میاد
یه جا مشکلی برامون پیدا میشه
گره تو زندگیمون میفته
بی‌برکتی تو کارمون پیش میاد

چرا با خدا درگیر میشی؟
یقه خودتو بگیر

منبع : راسخون

0 0 رای ها
امتیاز دهی به مطلب
اشتراک در
اطلاع دهید
guest
0 نظرها
بازخوردهای درون خطی
مشاهده همه نظرات