3 شهریور 1, 1400

زن در عاشورا

دور بودن زنان از جنایت و ظلم

نکته‌ای که خیلی جالب است، این که ما در حادثه عاشورا زنی که نمی‌بینیم، یعنی بسیاری از این نام‌هایی که گفتم، برای آن‌طرف و برای جبهه ظلم و ستم و جبهه ظلمت است. آن‌ها که در جبهه نور بودند کارهای خوبی کردند، آنهایی هم که در جبهه بد بودند اینجا همراهی کردند. آنهایی که کار بد را انجام دادند، مردها بودند، آنها هم که تا آخر مقابله کردند باز مردها بودند. آیا خود این می‌تواند در واقع به ما نکته‌ای را الهام بکند یا نه؟! یعنی ما حادثه عاشورا را که دو جبهه می‌کنیم، جبهه نور و جبهه ظلمت، جبهه حسینی و جبهه یزیدی. در جبهه یزیدی نام زنی که به شکلی نقش داشته باشد در این نام‌هایی که ذکر شده ندیدم! آیا می‌شود از این مطلب چیزی را استنباط کرد یا نه؟

من دو تا تمثیل هم برای این مطلب بیاورم: ذهبی از عالمان و محدثان اهل سنت است، چند کتاب در باب رجال و تاریخ دارد، یک جمله در کتاب میزان‌الاعتدال خودش دارد، می‌گوید: در رجال، نام زنی که بگویم مشکل دارد یا جعل شده باشد ندیدم، و زنی که به کذب یا فسق یا جعل متهم شده باشد ندیدم.

بر همین اساس من در کتاب‌های حدیثی و در کتاب رجال شیعه نگاه کردم، هیچ جا زنی تکذیب و تضعیف نشده بود، حالا ممکن است سکوت کرده باشند، اما تضعیف نشده، این نکته را می‌شود کنار آن نکته گذاشت.

جمله سوم هم این است که شوکانی در نیل الاوتار خودش نقل می‌کند، می‌گوید «مٰا ارْتَدَتُ امراهٌ بعد ایمانِ قد» بعد از پیغمبر یک عده مرتد شدند، امّا زن مرتد نداشتیم، حالا اینها را کنار هم بگذاریم: ما در حادثه عاشورا در جبهه ظلمت نام زنی نمی‌بینیم، در کتاب‌هایِ رجال شیعه و سنی زنی که تضعیف و تکذیب شده باشد نمی‌بینیم، شوکانی نیز آن‌گونه می‌گوید. آیا می‌شود در واقع از اینها یک نکته و مطلبی را استنباط و مطرح کرد یا نه؟ آیا می‌توان گفت که زنها در سیر و سلوک معنوی و در کسب در کمالات زودتر از مردان وارد سیر و سلوک می‌شوند؟ ببینید من باز یک قضیه ذکر بکنم: ما در بحث‌های شیعه یک مطلب تاریخی داریم که امیرالمومنین۷ به هنگام ازدواج بیست و یک ساله بود و حضرت زهرا۳ نُه ساله.

۲. سرعت زنان در رسیدن به رشد عقل

روایت‌های متعددی داریم که اگر علی نبود برای فاطمه کفوی نبود و اگر فاطمه نبود برای علی کفوی نبود، این هم دو.

آیا می‌شود در این ذوقیات (من اسمش را می‌گذارم ذوقیات) که زن می‌تواند در نه سال آن مراحلی را طی کند که مرد مثلا در بیست و یک سال یا کمتر طی کرده؟ اینها مواد تاریخی دارد، یعنی موادّش حدسی نیست، چیزهایی است که ذکر شده، بخشی از میراث ماست، اما اینها را کنار هم بگذاریم، آیا می‌شود به استنتاجاتی رسید یا نه؟ این یک نکته است که در این جمع‌بندی و ارزیابی به نظر من قابل مطالعه است.

۳. حضور اجتماعی و سیاسی زنان

دومین مطلبی که در این حادثه می‌شود ذکر کرد این است که به هر حال ابی عبد الله۷ از ابتدا که به قصد کربلا از مدینه بیرون آمدند، به مکه رفتند و بعد به سمت کوفه و بعد به کربلا، یک عده از زنها را با خودشان بردند. سفر در آن زمان‌ها آسان نبود، پیاده شدن، سوار شدن، و بعد پیش‌بینی با علم امام، آن حوادث بعدی را در پی داشت. به هرحال می‌شود در باب حضور اجتماعی و حضور سیاسی زنان نیز حادثه عاشورا را نگاه کرد: زنانی می‌آیند، در مجالس مردها و در جاهای مختلف سخنرانی می‌کنند. در هر صورت نمی‌توانیم از این زاویه به این حادثه نگاه نکنیم.

در خطبه‌های حضرت زینب۳ به ویژه آموزه‌های بلندی است، در موارد متعددی استنادهای قرآنی خیلی بلندی پیدا می‌شود، در تحلیل‌ها، پیش‌بینی تاریخ، جامعه‌شناسی تاریخ، آینده تاریخ، اینها این آموزه‌های بلند قابل ذکر است. من فقط یک جمله‌ خطبه حضرت زینب۳ را می‌گویم و آخرین حرفم هم این باشد: «اَمِن الْعَدلِ یَابن الطُلَّقاء»، عدالت را قبل از دوره معاصر می‌گفتند «داده‌ها را درست تقسیم کردن»، امروز باب جدیدی برای عدالت باب شده: «فرصت‌‌های برابر ایجاد کردن»، و حضرت زینب به این معنا اشاره می‌کند، این فرصت را چرا برای زنان خودت ایجاد کردی که بتوانند مستوره و محجبه باشند و دختران پیامبر از آن محروم باشند؟ «اَمِن الْعَدلِ یَابن الطُلَّقاء»، آیا عادلانه است ای پسر آزاد شده که زنان تو مستور باشند و بتوانند حریم نگه دارند و ما از آن برخوردار نباشیم؟ سِرّ نی در نینوا می‌ماند اگر زینب نبود، کربلا در کربلا می‌ماند اگر زینب نبود.

 

والسلام

 

منبع : مجمع جهانی شیعه شناسی

0 0 رای ها
امتیاز دهی به مطلب
اشتراک در
اطلاع دهید
guest
0 نظرها
بازخوردهای درون خطی
مشاهده همه نظرات