شهریور 18, 1400

نفى اعلمیّت امام حسن و امام حسین توسط ابن تیمیه

۱. نفى اعلمیّت امام حسن و امام حسین

ابن‏تیمیه در اعلم بودن امام حسن و امام حسین تردید دارد و آن را بدون دلیل می‌‌داند و در این‌باره می‌‌نویسد:

أما کونهما أزهد الناس وأعلمهم فی زمانهم فهذا قول بلا دلیل.

این‌که این دو زاهدترین و عالم‏ترین افراد در زمان خود بوده‏اند؛ قولى بدون دلیل است.([۱])

نقد و بررسی:

با مراجعه به کتب اهل تسنن به دروغ بودن کلام‏ ابن‌تیمیه پى می‌بریم. اینک به برخى از فضائل این دو امام اشاره می‌نماییم:

الف) فضائل امام حسن×

۱. ابن‌کثیر به سندش از جابربن عبدالله نقل کرد که رسول خدا| فرمود:

من سره ان ینظر الی سید شباب اهل الجنه فلینظر الی الحسن بن علی.

هرکس دوست دارد به آقاى جوانان اهل بهشت نظر کند باید به حسن‏بن على نظر نماید.([۲])

۲. ابن‌حجر هیثمى در این باره می‌نویسد:

حسن×، آقایى کریم، بردبار، زاهد، داراى وقار و حشمت، اهل جود و مورد مدح و ستایش بود.([۳])

۳. ابن‏صباغ مالکى در این زمینه می‌نویسد:

کرم و جود غریزه‏اى بود که در آن حضرت کاشته شده بود.([۴])

۴. ابن‏کثیر درباره امام حسن× می‌گوید:

[امام] حسن× هرگاه نماز صبح را در مسجد رسول خدا| به جاى می‌آورد، در مصلاى خود می‌نشست و ذکر خدا می‌گفت تا خورشید بالا آید.([۵])

ب) فضائل امام حسین×

۱. حاکم نیشابورى به سندش از سلمان نقل کرده که رسول خدا| فرمود:

حسن و حسین دو فرزندان من هستند. هر کس آن دو را دوست بدارد مرا دوست داشته و هر کس مرا دوست بدارد خدا او را دوست خواهد داشت و هر کس خدا او را دوست بدارد داخل بهشت خواهد شد و هر کس این دو را دشمن بدارد مرا دشمن داشته و هر کس مرا دشمن بدارد خدا او را دشمن داشته و هر کس خدا او را دشمن بدارد به جهنم خواهد برد.([۶])

۲. انس‏بن مالک می‌گوید:

بعد از شهادت حسین‏بن على×، سر او را نزد ابن‏زیاد آوردند. او با چوب به دندان‏هاى حضرت زد. در دلم گفتم چه کار زشتى می‌کنى، جایى را چوب می‌زنى که رسول خدا| می‌بوسید.([۷])

۳. معاویه به عبدالله‏بن جعفر گفت:

تو سیّد و سرور بنى‏هاشم هستى، او در جواب گفت: حسن و حسین بزرگ بنى‏هاشم‏اند.([۸])

۴. ابن‏حجر عسقلانى در این باره می‌نویسد:

حسین‏بن على‏بن ابى‏طالب×، هاشمى، ابوعبدالله، مدنى، نوه رسول خدا و دسته‌گل او از دنیا و یکى از دو آقایان جوانان‏ اهل‏بهشت است.([۹])

۵. ابن‏صباغ مالکى در مورد نماز امام حسین× این‌گونه می‌نویسد:

هنگامى که امام حسین× به نماز می‌ایستاد، رنگش زرد می‌شد، به او گفته شد این چه حالتى است که شما هنگام نماز پیدا می‌کنید؟ فرمود: شما نمی‌دانید که من می‌خواهم در مقابل چه کسى بایستم.([۱۰])


[۱]) ابن‌تیمیه، احمد، منهاج السنهًْ، ج۴، ص۴۱.

[۲]) ابن‌کثیر، اسماعیل، البدایهًْ و النهایهًْ، ج۸، ص۳۵.

[۳]) هیثمی، صواعق المحرقهًْ، ص۸۲.

[۴]) ابن‌صباغ مالکی، علی، الفصول المهمهًْ، ص۱۵۷.

[۵]) ابن‌کثیر، اسماعیل، البدایهًْ و النهایهًْ، ج۸، صص ۳۷ و ۳۸.

[۶]) نیشابوری، مستدرک حاکم، ج۳، ص۱۶۶.

[۷]) طبری، احمد، ذخائر العقبى، ص۱۲۶.

[۸]) کامل سلیمان، حسن‌بن على×، ص۱۷۳.

[۹]) عسقلانی، تهذیب التهذیب، ج۲، ص۲۹۹.

[۱۰]) ابن‌صباغ مالکی، علی، الفصول المهمهًْ، ص۱۸۳.

منبع : مجمع جهانی شیعه شناسی

0 0 رای ها
امتیاز دهی به مطلب
اشتراک در
اطلاع دهید
guest
0 نظرها
بازخوردهای درون خطی
مشاهده همه نظرات