شهریور 9, 1400

نقد آراء وهابیت در مورد یزید

اعتراف برخی از مورّخین بر قاتل بودن یزید

از تاریخ این‌گونه استفاده می‌شود که یزید راضی و خشنود از کشته شدن امام حسین× بود، لذا مطابق روایات، هر کس بر عمل قومی راضی باشد از جمله‌ی آنان خواهد بود. اینک به شواهدی بر این مطلب اشاره می‌کنیم:

  1. یزید به نعمان‌بن بشیر گفت: ستایش خدا را که حسین× را کشت.([۱])
  2. یعقوبی در این‌باره می‌نویسد: زمانی که خبر کشته شدن امام حسین× به یزید رسید، او در باغ خضرای خود بود، در آن هنگام تکبیر بلندی گفت… .([۲])
  3. چون اسیران را به شام آوردند، یزید بزرگان اهل شام را دعوت کرد تا بر او وارد شده و به او به جهت این پیروزی تبریک بگویند.([۳])
  4. مقریزی و دیگران نقل کرده‌اند که چون سر امام حسین× را نزد یزید گذاردند، شروع به کوبیدن با قصیب به دندان‌های حضرت نمود و شعر خواند… آن‌گاه دستور داد تا سر شریف آن حضرت را در قصر تا سه روز به دار آویختند.([۴])

و مطابق روایت دیگر، تا سه روز در دمشق سر را بر دار زد و سپس آن را در خزینه‌ی اسلحه‌ی خود قرار داد.([۵])

  1. طبری ماجرای کربلا را این‌گونه بیان می‌کند:

اسیرانی را که شامل زنان و کودکان بودند در حالی‌که وضع بسیار نامناسب داشتند در نزد یزید حاضر کردند. فاطمه بنت علی‘ گفت: زمانی که ما در مجلس یزید بودیم، او در حق ما دلسوزی نمود و امر کرد که به ما چیزی بدهند و لطفی در حق ما کرد. سپس مردی از اهل شام برخاست و به نزد یزید رفت و به من اشاره کرد و گفت: ای امیرالمؤمنین! این زن را به من ببخش و هدیه کن! چنان بدن من به لرزه افتاد و ترس تمام وجودم را فرا گرفت که از نگرانی لباس خواهرم زینب را که از من بزرگ‌تر بود گرفتم. خواهرم زینب به آن مرد گفت: «کذبت والله ولؤمت، ما ذلک لک وله»؛ چنین حقی نه برای تو و نه برای یزید وجود دارد. یزید از این سخن ناراحت شد و گفت: دروغ گفتی، به خدا سوگند اینها اسیر و مملوک من هستند.

حضرت زینب÷ فرمود:

کلاّ والله ما جعل‌الله ذلک لک الا أن تخرج من ملّتنا وتدین بغیر دیننا.

هرگز به خدا سوگند! خداوند برای تو چنین حقی قرار نداده است مگر از دین و آیین ما خارج شوی و به دین غیر ما درآیی.

یزید با ناراحتی پاسخ داد: همانا تو، پدر و برادر تو از دین خدا خارج شده‌اید. خواهرم گفت:

بدین الله ودین أبی ودین أخی، وجدی اهتدیت انت وابوک وجدّک.

تو و پدرت (معاویه) و پدر بزرگت (ابوسفیان) به وسیله‌‌ی دین خدا که همان دین پدرم، برادر و جدم بود، از گمراهی به هدایت راهنمایی شدید.

یزید گفت: ای دشمن خدا! دروغ می‌گویی! زینب پاسخ داد:

انت امیر مسلط، تشتم ظالما وتقهر بسلطانک.([۶])

هم‌اکنون تو بر ما سلطه داری و ما زیر دست تو هستیم.

  1. ابن خلدون می‌نویسد:

نمی‌توان گفت یزید هم در کشتن امام حسین× اجتهاد کرد، پس بی‌تقصیر است، چون صحابه‌ای که با امام حسین× در قیام شرکت نکرده بودند، قهراً اجازه‌ی قتل حضرت را نداده بودند، این یزید بود که با امام حسین× جنگید. این عمل یزید، نشانه‌ی ‌فسق اوست و امام حسین× در شهادت مأجور است، در حالی‌که یزید از عدالت به دور بوده و امام حسین× علیه یک حاکم ظالم قیام کرده است.([۷])

[۱]) خوارزمی، موفق، مقتل الحسین×، ج‌۲، ص‌۵۹.

[۲]) یعقوبی، احمد، تاریخ یعقوبی، ج‌۲، ص‌۲۲۲.

[۳]) ابن‌کثیر، اسماعیل، البدایهًْ والنهایه، ج‌۸، ص‌۱۹۷؛ ذهبی، محمد، سیر اعلام النبلاء، ج‌۳، ص‌۳۰۹.

[۴]) مقریزی، احمد، الخلطط، ج‌۲، ص‌۲۸۹؛ ذهبی، محمد، سیر اعلام النبلاء، ج‌۳، ص‌۳۱۹.

[۵]) ابن کثیر، اسماعیل، البدایه والنهایه، ج‌۸، ص‌۲۲۲.

[۶]) طبری، محمد، تاریخ طبری، ج۵، ص۴۶۱؛ ابن کثیر، اسماعیل، البدایهًْ والنهایهًْ، ج۸، ص۱۹۴؛ ابن جوزی، ابوالفرج عبدالرحمن، الرد علی المتعصب العنید، ص‌۶۰.

[۷]) ابن خلدون، عبدالرحمن، مقدمه ابن خلدون، ص۱۵، ترجمه گنابادی.

منبع : مجمع جهانی شیعه شناسی

0 0 رای ها
امتیاز دهی به مطلب
اشتراک در
اطلاع دهید
guest
0 نظرها
بازخوردهای درون خطی
مشاهده همه نظرات